با گفتن این حرفت دلم می خواست بهت صفر می دادم. می دونی چرا؟؟؟
"مطمئن باشید مشکل ما ایرانی ها از کسانی هست که آموزشمون میدن. نه اینکه آزادی عمل جلوی پامون بذارن بگن شما مختارید که هر طور خواستید عمل کنید ." اين جمله يعنی همه هدف من را از درس و عملم پوچ کردی جناب خالديان. يادت هست در تعريف تعليم و تربيت چه گفتيم؟؟؟
گفتيم يک رابطه دو سويه که معلم از شاگرد می آموزد و شاگرد از معلم. از خواست یادگیرنده شروع و به او ختم می شود و معلم فقط تسهیل کننده است.
من واقعا متاسفم که شما دانشجو بودن را با دانش آموز بودن اشتباه گرفتی. دانشجو جوینده دانش است نه منتظر کسب دانش. به نظر من با چنین طرز تفکری همان به که از رشته تعلیم و تربیت برون روی!!!!!
در مورد نمره. به نظر من بين کسی که بيست گرفته با کسی که صفر گرفته تفاوتی نیست!! نمره فقط معيار کمی است و از لحاظ کیفی بودند افرادی که بیست نشدند اما از بیستها بیست تر بودند!! دلم نمی خواد معرفيشون کنم چون مغرور ميشن!!!
اما من واقعا شرمنده هستم که نتوانستم وظیفه مدرسی را به جا بیاورم و اگر حاضر باشید می توانم به شما نمره کمتری بدهم تا ترمی دیگر و با استادی دیگر بگذرانید. فکراتون را بکنید و تا روز دوشنبه به من بگید.
در مورد کتابها خواندن داريم تا خواندن!!!
بازم ميگم بزرگترين مشکل شما و البته خيلی از ما اينه که از خودمون سلب مسئولیت می کنيم و منتظریم تا مثل يک ربات دیگران برای ما تصميم بگيرند. من يک سوال دارم از شما: چرا اين نقدها را در طول ترم نکرديد؟؟
در خصوص اعتراض به تقلب يا افرادی که نمره خودشون نيست و از اين رقم حرفها، من تا جايی که توانستم نهايت تلاشم را کردم که عادلانه ارزشيابی کنم اما هيچوقت نمی توان همه جوانب اين انسان دو پا را تحت کنترل درآورد. قبول داريد؟؟؟
تفکرات خوبی داری آقای خالدیان اما من يک استادی دارم که ميگه "نقد بدون دنباله ميشه نق! نقد ميکنی، راه حل بده". منتظر خواندن راه حلت هستم. اگر استاد درس برنامه ریزی درسی بودید چطور تدریس می کردید؟؟؟
+ نوشته شده توسط عظیمه سادات خاکباز در شنبه بیست و ششم دی 1388 و ساعت
23:28 |